تبليغاتX
محمد طاها حبيبي و باباجون

دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388

يك عكس از طاها در عيد امسال 1388(عكس از موبايل عمو سعيد گرفته شده)

منزل عمو سعيد مستاجر  اقاي منصوري ارديبهشت 88
نوشته شده توسط باباي محمد طاها حبيبي در 15:0 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388

امان از چشم زخم!!

ديشب خيلي ناراحت بودم به مادر طاها گفتم ديگه لباس نو براي طاها نخر .....هر جايي نمي خواد ببريش ...اصلا ازش تعريف نكن ...سالم بودنش از مهم و باهوش بودنش مهمتره.طاها ديشب ضربه سختي خورد از بالاي ديوار آشپزخانه به زمين خورد و دندون و فكش به شدت آسيب ديد.

وقتي گفت ماما يك كاري برام بكن من بيشتر ناراحت شدم به ياد اقا ابي عبدالله افتادم كه چه دلي داشت در حالي بي بي رقيه سه ساله اش جلوي اسبش رو گرفت كنارش زد و به سمت ميدان رفت.

تنها چيزي كمي امروز سر حالم اورد اين بود :بعد از اينكه زنگ زدم خونه حال طاها رو بپرسم مامانش گفت هنوز فكش درد مي كنه .... بعد از تماس من طاها به مامانش گفت :"به بابا مي گفتي طاها حالش خوبه تا خوشحال مي شد "

نوشته شده توسط باباي محمد طاها حبيبي در 8:55 |  لینک ثابت   •