محمد طاها حبيبي و باباجون
خاطرات طاها و بابا
یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388
طاها و اسباب بازي
عيد دو هفته اي باشت بوديم طاها دلش براي اسباب بازي هاش تنگ شد .وقتي رسيديم اسباب بازيهاشو بيرون ريخت.البته اينها همه اسباب بازيهاش نيست.وقتي قطارش ميكنه يك دور خونه رو ميزنه..
نوشته شده توسط باباي محمد طاها حبيبي
در 12:38 | لینک ثابت
•

